
عنوان مقاله: فروپاشی خود و رنج هستی شناختی: تحلیل تطبیقی کارکرد رنج در عرفان اسلامی و سنت های حکمی شرق 1. زمینه و اهمیت پژوهش مفهوم رنج هستی شناختی—ریشه دار در تجربه انسانی از گسست درونی، بحران معنا و دلبستگی به تصویر تثبیت شده ای از «خود»—همواره از موضوعات کلیدی در سنت های عرفانی به ویژه عرفان اسلامی و مکاتب حکمی شرق بوده است. در حالی که در فلسفه غرب رنج غالبا در چارچوب هایی چون «الهیات شر» یا روان کاوی تحلیل می شود، در نگاه عرفانی، رنج نه نشانه نقصان که ابزاری برای سیر و بیداری روحانی تلقی می شود. این مقاله درصدد است با رویکردی تطبیقی، دو مسیر اندیشه را به هم نزدیک کند: عرفان نظری اسلامی با محور مفاهیمی چون «فنا»، «وحدت وجود» و «انسان کامل» نزد ابن عربی و مولانا. سنت های حکمی شرق مانند آموزه «بی خودی» در برخی شاخه های بودیسم و انگاره ی «مایا» در حکمت هندی، که تصور تثبیت شده از «خود» را ریشه رنج می دانند. با وجود پژوهش های ارزشمند در هر حوزه به طور مستقل، بررسی تطبیقی ساختار وجودی رنج در این دو حوزه، هنوز نیازمند پژوهش عمیق تری است. این خلا، انگیزه اصلی تحقیق حاضر بوده است. 2. پیشینه پژوهش و خلاهای تحقیقاتی الف) در عرفان اسلامی: پژوهش هایی همچون «تخیل خلاق» (هانری کربن)، «ابن عربی و معنویت» (سید حسین نصر) و تحلیل های ویلیام چیتیک، نشان داده اند که رنج و فنا در عرفان اسلامی، ابزار سلوک اند نه علامت انحطاط. مثنوی معنوی نیز با تمثیل هایی چون «سوختن نی» و «گریه شمع»، این رنج را تصویر کرده است. ب) در سنت های شرقی: آثار متفکرانی مانند والپولا رهولا، شوپنهاور، و برخی رویکردهای مدرن مانند عصب شناسی پدیدارگرا، رنج را زاییده ی دلبستگی به تصویر خود می دانند. در بودیسم، «چهار حقیقت شریف» بر این نکته تاکید دارد که رنج ریشه در دلبستگی دارد، نه در ذات هستی. پرسش های مغفول مانده: چگونه این سنت ها رنج را از وضعیتی منفعل و پاتولوژیک به ابزاری فعال در مسیر رشد معنوی تبدیل می کنند؟ شباهت های هستی شناختی میان «فنا» در عرفان اسلامی و «بی خودی» در حکمت شرق چیست؟ چگونه می توان نقش رنج را در تجلی حقیقت در هر دو سنت بدون آسیب به مبانی کلامی تحلیل کرد؟ مطالعات تطبیقی پیشین عمدتا به تحلیل مفاهیم مجرد بسنده کرده اند و از بررسی کارکرد رنج به مثابه نیرویی سلوکی غفلت شده است. 3. چارچوب نظری و نوآوری پژوهش مقاله با تکیه بر روش هرمنوتیک تطبیقی، به دنبال کشف زبان مشترک میان سنت های عرفانی توحیدی و مکاتب معنوی شرق است. چارچوب های اصلی پژوهش: هستی شناسی ابن عربی: آفرینش به مثابه تجلی اسماء الهی و خودآگاهی حق از طریق انسان کامل. دیالکتیک رنج در مولانا: رنج به مثابه پرده بردار حقیقت و ابزار گسستن از نفس اماره. نگاه شهودی به «خود» در بودیسم: فروپاشی خود مرکب و وابسته (Skandhas) به عنوان آغاز راه بیداری. نوآوری ها: ارائه مفهوم «رنج هستی شناختی» به عنوان نقطه اشتراک عرفان و حکمت های تطبیقی. تاویل معنوی از قیامت در عرفان اسلامی به مثابه مواجهه نفس با حقایق درونی. تحلیل تطبیقی نقش «اسماء تنزلی حق» (عرفان اسلامی) و «چهار حقیقت شریف» (حکمت شرق) در تبیین سازوکار رنج. 4. اهداف پژوهش تحلیل فروپاشی مفهوم تثبیت شده «خود» در عرفان اسلامی و سنت های شرقی. تبیین جایگاه رنج در سلوک فردی و خودآگاهی روحانی. ارائه چشم اندازی تطبیقی از آفرینش به مثابه بستری برای سلوک، نه مکان رنج صرف.
روش شناسی پژوهش این پژوهش از رویکرد تحلیلی تطبیقی در حوزه ی مطالعات عرفانی و فلسفی بهره می برد. شیوه ی کار، کیفی و توصیفی تفسیری است و بر پایه ی خوانش دقیق متون کلاسیک عرفان اسلامی (مانند آثار ابن عربی و مولوی) و سنت های حکمت شرق (نظیر اوپانیشادها، متون بودایی) سامان یافته است. هدف، کشف روابط معنایی میان مفاهیم کلیدی در دو سنت فکری است، نه تلفیق سطحی یا برقراری برتری یک نظام بر دیگری. مراحل روش تحقیق به شرح زیر بوده است: تحلیل مفهومی درون سنتی بررسی دقیق مفاهیم «رنج»، «خود»، «فنا»، «بی خودی»، «تجلی»، «آگاهی»، و «وصال» در بسترهای متنی هر سنت (اسلامی و شرقی) با تکیه بر منابع معتبر و اصیل. استفاده از روش تحلیل معنای واژگان و اصطلاحات در سیاق تاریخی و معرفتی خودشان (Contextual Hermeneutics). تطبیق بینامتنی (Comparative Hermeneutics) شناسایی موازی ها و تفاوت های مفهومی بین سنت ها. پرهیز از قضاوت ارزشی و تمرکز بر شباهت های ساختاری، کارکردی و هستی شناختی. مثال ها و استشهادات تطبیقی با رعایت مرزهای حساسیت برانگیز فرهنگی و عقیدتی صورت گرفته اند. تکیه بر روش شناسی هرمنوتیک پدیدارشناسانه واکاوی تجربه ی زیسته ی سالک در مواجهه با رنج و فروپاشی خود، با الهام از دیدگاه هایی نظیر هایدگر، مرلوپونتی و یونگ، اما در چارچوب اسلامی معنوی. ترجمه ی پدیدارهای عرفانی به زبان فلسفی برای انتقال مفاهیم به خواننده ی امروزی. مطالعه موردی (Case Study معنوی) در فصل سوم، از واقعه ی عاشورا (با تاکید بر جنبه ی عرفانی آن) به عنوان نمونه ی فرهنگی معنوی در سنت اسلامی استفاده شده تا مفهوم «رنج متعالی» در مقام یک تجربه ی عرفانی ملموس شود. رهیافت بینارشته ای (Interdisciplinary) بهره گیری از فلسفه ی اسلامی، عرفان نظری، فلسفه شرق، و روان شناسی تحلیلی (یونگی) برای گسترش افق فهم مفاهیم. اعتبار منابع: برای حفظ انسجام علمی، تنها از متون معتبر و تصحیح شده در عرفان و فلسفه شرق استفاده شده است. همچنین، منابع تطبیقی صرفا برای غنای معرفتی پژوهش به کار رفته اند و به هیچ وجه نافی چارچوب های اعتقادی اسلام تلقی نمی شوند.
In a world where existence is fluid and meaning slips through the fingers like water, any attempt to stabilize the "self" is akin to grasping vapor. This article explores the collapse of the ego through the lens of Islamic mysticism (fana) and Eastern wisdom (anatman), arguing that suffering is not evil but a catalyst for awakening from the illusion of separateness. Using comparative analysis of Rumi, Ibn Arabi, and Eastern intuitive traditions, we demonstrate that pain functions as a cosmic language guiding the self toward unity with Divine Manifestation.
Self-annihilation, Ontological suffering, Islamic mysticism, Eastern wisdom, Divine manifestation, Fana, Unity of existence
Self-annihilation, Ontological suffering, Islamic mysticism, Eastern wisdom, Divine manifestation, Fana, Unity of existence
| selected citations These citations are derived from selected sources. This is an alternative to the "Influence" indicator, which also reflects the overall/total impact of an article in the research community at large, based on the underlying citation network (diachronically). | 0 | |
| popularity This indicator reflects the "current" impact/attention (the "hype") of an article in the research community at large, based on the underlying citation network. | Average | |
| influence This indicator reflects the overall/total impact of an article in the research community at large, based on the underlying citation network (diachronically). | Average | |
| impulse This indicator reflects the initial momentum of an article directly after its publication, based on the underlying citation network. | Average |
